امروزه برنامه و روشی که در عین حفظ منابع طبیعی، نیاز نسل های کنونی و آینده اجتماع را به صورتی مستمر تأمین کند، پایدار محسوب میشود. نظام وقف در تاریخ جوامع اسلامی نمونهای از برنامهریزی پایدار را در سنتی هزار ساله نشان میدهد. با مطالعه تاریخ این جوامع، مجموعه بناهایی را میتوان یافت که به دلیل اجرای سنت وقف1، پایداری طولانیتری از بناهای دیگر داشتهاند و همچنان با کاربری اولیه خود ادامه حیات میدهند؛ بدین صورت که بخشی از درآمد موقوفات صرف حفظ بنا و بخشی نیز صرف مستمری طلاب و مدرسین و عوامل مدرسه میشود. بررسی و تحلیل فضاهای این مدارس نشان میدهد که کالبد بناها نیز پاسخگوی این نیازهای چندگونه بودهاند. بنابراین میتوان تأثیرات وقف را در مدارس، به دو دسته تقسیم کرد: دستة نخست، آنهایی هستند که جنبه کالبدی ندارند؛ و دستة دوم، آنهایی که مستقیماً با سیمای فیزیکی و کالبدی مدارس مرتبطاند. در این مقاله با مطالعه و بررسی وقفنامهها و سفرنامهها و تحلیل فضای معماری مدارس، تأثیرات وقف بر برنامه آموزشی و کالبدی مدارس دوره صفوی، و در نهایت تأثیرات آن به عنوان یک عامل در پایداری مدارس این دوره بیان میشود.