رهیافت‌های زبان‌شناختی در تحلیل نظام‌مند معماری ایرانی

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری معماری، دانشکدهٔ هنر و معماری، واحد تهران غرب، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران

2 استادیار گروه معماری، دانشکدهٔ معماری و شهرسازی، دانشگاه هنر ایران، تهران، ایران

3 استادیار گروه معماری، دانشکدهٔ هنر و معماری، واحد تهران غرب، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران

4 دانشیار گروه هنرهای نمایشی، دانشکدهٔ هنرهای نمایشی و موسیقی، دانشکدگان هنرهای زیبا، دانشگاه تهران، تهران، ایران

چکیده

مطالعات معماری ایرانی در دهه‌های اخیر، با وجود پیشرفت‌های چشمگیر در بُعد توصیفی و تاریخی، همچنان در بسیاری از جنبه‌ها ناشناخته مانده است و ضعف مطالعاتِ «معماری‌شناسی»، به‌عنوان حوزه‌ای نظری و تحلیلی، به‌وضوح احساس می‌شود. این پژوهش می‌کوشد با بهره‌گیری از رهیافت‌های زبان‌شناختی ظرفیت‌های نظری و تحلیلیِ زبان‌شناسی را در شناختِ معماری ایرانی بررسی کند. شباهت‌های ساختاری زبان و معماری، به‌مثابه دو نظامِ‌ فرهنگی، امکانِ به‌کارگیریِ مفاهیم زبان‌شناختی در تحلیلِ معماری را فراهم می‌کند. پرسش اصلی آن است که: «چگونه می‌توان از رهیافت‌های زبان‌شناختی برای تدوین چارچوبی تحلیلی و نظام‌مند در شناختِ معماری ایرانی بهره برد؟» بر این اساس، دو رویکرد در این مقاله بررسی می‌شود: رویکردِ تطبیقی که به مقایسهٔ ساختاریِ زبان و معماری از منظر فرهنگی می‌پردازد، و رویکردِ روش‌مبنا که کاربرد نگرش‌هایِ زبان‌شناختی در تحلیلِ معماری را بررسی می‌کند. هدفِ پژوهشْ تدوینِ چارچوبی زبان‌شناختی برای تحلیلِ معماری ایرانی است تا با عبور از مطالعاتِ صرفاً توصیفی به تحلیل‌هایِ ساختاری- معنایی معماری بپردازد. ماهیت این پژوهش نظری-مفهومی با رویکرد کیفی و روش تحلیلی-تطبیقی است. چارچوب نظریِ آن بر پایهٔ قیاسِ ساختاریِ زبان و معماری استوار است. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که رهیافت‌های زبان‌شناختی می‌توانند چهارچوب‌های مطالعاتِ واقع‌گرایانۀ معماری را گسترده‌تر کنند و همچنین، به شناسایی ساختارهای بنیادین معماری ایرانی، درکِ تحولاتِ تاریخی و فرهنگی آن، و تدوین چارچوبی منسجم برای مطالعهٔ نظام‌مند معماری یاری رسانند.

کلیدواژه‌ها

موضوعات